
در میان هر سیب
دانه ی محدودیست
در دل هر دانه
سیب ها نامحدود
چیستانیست عجیب
دانه باشیم نه سیب
دانه ی محدودیست
در دل هر دانه
سیب ها نامحدود
چیستانیست عجیب
دانه باشیم نه سیب
الان هم برای من، زمان دارد مثل برق و باد می گذرد.
باید یک مقدار تند کار کنم.
۸ دقیقه دیگر پیدایش می شود.
بهتر است رو به روی در بنشینم .
نور اتاق هم خیلی مناسب است، روشنایی سه تا هالوژن کوچک، رنگ خاصی به فضا داده.
فرم نشستنم هم خیلی خوب است.
باز دچار وسواس فکری شده ام!
از یک ساعت پیش تا به حالا، ۵ با کوک سه تار را کنترل کرده ام...
خب، همه چیز رو به راه است.
صدای چرخیدن کلید، گم می شود در هیاهوی صادقانه قلبم!
ورود او همزمان است با بوسه سر انگشت های پر شوق من بر سیم های سه تار.
جمله ام هم ردیف می شود با نت های پخش شده در فضای اتاق :
تقدیم به تو که زیباترین آهنگ زندگی من هستی!
